ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

186

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

زوزن داد . آنگاه او را به فتح كرمان كه مجاور زادگاه او بود فرستاد . تاج الدين ابو بكر در سال 612 با لشكرى رهسپار كرمان شد . فرمانرواى كرمان حرب بن محمد بن ابى الفضل بود كه در ايام سلطان سنجر امارت آن ديار را به عهده داشته بود . تاج الدين ابو بكر كرمان را تا حدود سند و نواحى كابل تصرف كرد سپس به جانب هرمز راند و آن شهرى است بر ساحل درياى مكران . نام فرمانرواى آن ملنك [ 1 ] بود . او نيز سر به فرمان آورد و به نام سلطان محمد خوارزمشاه خطبه خواند و مالى بر عهده گرفت كه هر ساله بپردازد . همچنين در قلهات [ 2 ] و بخشى از عمان به نام او خطبه خواندند زيرا مردم اين نواحى فرمانبردار ملك هرمز بودند . و كشتيهايشان براى تجارت به هرمز مىآمدند زيرا هرمز بندرگاه عظيمى بود كه بازرگانان هند و چين به آنجا مىآمدند . ميان فرمانرواى هرمز و فرمانرواى كيش همواره كشمكشها و فتنه‌هايى بود و هر يك از آن دو ملاحان را از اينكه به بلاد ديگرى لنگر بيندازند منع مىكردند . محمد خوارزمشاه در نواحى سمرقند بود ، زيرا بيم آن داشت كه تاتارهايى كه از ياران كوچلك خان بودند به بلاد او آيند . استيلاى خوارزمشاه بر غزنه و اعمال آن چون خوارزمشاه محمد بن تكش بر بلاد خراسان استيلا يافت و باميان و ديگر شهرها را تصرف كرد ، نزد تاج الدين يلدوز صاحب غزنه كه پس از ملوك غورى بر آن غلبه يافته بود پيام فرستاد تا خطبه و سكه به نام او كند . يكى از امراى بزرگ او به نام قتلغ تكين كه از موالى شهاب الدين غورى بود ، و ديگر يارانش اشارت كردند كه دعوت خوارزمشاه را اجابت كند . او نيز بپذيرفت و خطبه و سكه به نام او كرد و فيلى نزد او فرستاد و رسولش را باز گردانيد و خود به شكار رفت و قتلغ تكين را به نيابت خود در غزنه نهاد . قتلغ تكين نزد خوارزمشاه كس فرستاد و او را به غزنه فرا خواند . خوارزمشاه نيز بشتاب بيامد و غزنه و قلعهء آن را گرفت و غوريانى را كه در آنجا يافت بخصوص تركان را هر جا يافت بكشت . اين خبر به تاج الدين يلدز رسيد به لهاور [ 3 ] گريخت . آنگاه خوارزمشاه قتلغ تكين را به پيش خواند و به سبب بىوفايى نسبت به سرور خود مورد عتاب قرار داد و سى بار انواع اموال و امتعه و چهارصد برده از او مصادره كرد . سپس او را بكشت و به خوارزم بازگشت . اين واقعه در سال 613 اتفاق افتاد و به روايتى 612 . آنگاه پسر خود جلال الدين منكبرنى را امارت غزنه داد . و اللّه اعلم بغيبه و احكم .

--> [ ( 1 ) ] متن : مكيك . [ ( 2 ) ] متن : قلعات . [ ( 3 ) ] متن : اساوان .